عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

23

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

بخش يكم پيشگفتار 1 - اوضاع آناطولى در قرن هفتم هجرى ( سيزدهم ميلادى ) اوضاع سياسى ، اجتماعى و علمى اوضاع سياسى : قرن هفتم هجرى / 13 ميلادى كه مولانا در آن عصر زيسته و باليده بود ، از بدترين دوره‌هاى سلجوقيان آسياى صغير است . روزگار عز الدين كيكاووس اول كه پس از غياث الدين كيخسرو اول به سلطنت رسيده بود ، با آشوب و ستيز به سر آمد . دوران سلطنت علاء الدين كيقباد ، باوجود ايلغار مغول ، درخشان‌ترين سالهاى امپراطورى لرزان و در حال سقوط سلجوقيان بشمار مىآيد . علاء الدين ، قلاع قونيه و سيواس را مرمت كرد و علائيه را به تصرف درآورد و براى دفاع و محافظت از جان خليفه به موصل لشكر كشيد و با جلال الدين خوارزمشاه كه موجب خستگى مفرط مغولان شده بود ، به جنگ پرداخت و با فعاليت‌هاى خود سعى كرد در مردم احساس آرامش و تفوق به وجود آورد . غارت كاروان مغول از طرف خوارزميان و قتل رسولان آنان ، سبب شد سپاهيان مغول كه شرق را به تصرف آورده بودند و ديگر كارى در آن سامان نداشتند ، بسرعت روانهء بخشهاى غربى شوند پس از غلبه بر خوارزم و عراق ، آناطولى در برابر آنان قرار گرفت . ورود گروهى از خوارزميان به آناطولى و همچنين عبور جلال الدين خوارزمشاه از اين سرزمين موجب تسريع يورش سپاهيان مغول به آناطولى گرديد . مغولان كه تا سيواس پيشروى كرده بودند ، شهر را ويران ساختند و به آتش كشيدند و همه چيز را تاراج كردند و پيش از آنكه پاى سپاهيان سلجوقى بدانجا برسد ، شهر را ترك كردند . سپاهيان سلجوقى ، چون مغولان را در سيواس نيافتند ، به سرزمين گرجيان كه با مغولان متحد شده بودند ، حمله كردند و